سلام
مدتی هست که با این وبلاگ آشنا شدم و هراز گاهی سر میزنم و به نظرم این وبلاگ برای خودش یه جامعه کوچیکه و میشه تجربیات ارزشمندی رو کسب کرد .
مدتی هست مسئله ای ذهنم رو درگیر کرده و علی رغم اینکه خیلی اهل درد و دل کردن نیستم تصمیم گرفتم اینجا مطرح کنم تا بهم راهکار بدید .
بنده دانشجو هستم آدم آروم کم حرف و عملگرا با یه ظاهر ساده و کمی خجالتی ، به خاطر مسائلی که در ادامه عرض میکنم همیشه سعی میکردم با کسی زیاد صمیمی نشم تا یه وقت از گذشتم نخوام بگم .
در واقع از زمان کارشناسی این تصمیم رو گرفتم و این روال رو تا الان ادامه دادم . از ابتدای دوره ارشد با خانمی از همکلاسی آشنا شدم که خوب به اقتضای شرایط در بسیاری از کلاسها بنده با ایشون برای ارائه کنفرانس ها و مسائل دیگر درسی به نوعی همگروه بودیم .
البته بنده همون روال معمول خودم رو در ارتباط با اطرافیان با ایشون هم در پیش گرفتم و همیشه خیلی رسمی و مودبانه . تا اینکه چن روز پیش یه اتفاق آزار دهنده برام افتاد .ایشون شماره بنده رو از یکی از پسرای کلاس گرفته بودن و از طریق واتس آپ به بنده پیام دادن و خودشون رو معرفی کردن و از علاقشون نسبت به بنده نوشتن .این که مدتهاست بنده رو زیر نظر دارن و بنده با ملاک هاشون برای ازدواج هماهنگم و ...
بعد ازم خواستن من هم یه مدت به این قضیه فکر کنم و اگه منم راضی باشم پا پیش بذارم . میخواستم همون لحظه بهشون بگم که ایشون کلا در مورد من اشتباه میکنن و همون جا تمومش کنم ولی نمیدونم چرا نتونستم .
اما مشکل من ؛
ادامه مطلب
برچسب: ازدواج با پسری که دوست دختر داشته,ازدواج با پسری که قبلا رابطه داشته,ازدواج با پسری که سربازی نرفته,ازدواج با پسری که نامزد داشته,ازدواج با پسری که قبلا نامزد داشته,ازدواج با پسری که قبلا اعتیاد داشته,ازدواج با پسری که پدرش معتاد است,ازدواج با پسری که شغل ندارد,
نویسنده: فاطمه حسینی